وبلاگ جدید من
سلام به همه
مثل اینکه وبلاگ ویروس داره
می خوام به blogfa انتقالش بدم و اینو حذف کنم
منتظر باشین
بای
من ... کودک آدامس فروش ... فقر
این مطلب رو قرار بود تو پست های قبلی بذارم ولی فرصت نشد
وقتي سيم ،حكم كند زر خدا شود
وقتي دروغ ،داور هر ماجرا شود
وقتي هوا،هواي تنفس، هواي زيست
سر پوش مرگ بر سر صداها شود
وقتي در انتظار يكي پاره استخوان
هنگامه ز جنبش د’م ها به پا شود
وقتي به بوي سفره همسايه، مغز و عقل
بي اختيار معده شود، اشتها شود
وقتي سوسمار صفت، پيش آفتاب
يك رنگ، رنگها شود ،رنگها شود
وقتي كه دامن شرف و نطفه گير شرم
رجاله خيز گردد وپتياره شود
بگذار در بزرگي اين منجلاب يأس
دنياي من به كوچكي انزوا شود
«سيمين بهبهاني »
*******************************************
جالبه نه، اين شعر يه جورايي همخوني داره با وضعيت ما.وضعيتي كه توش غرقيم و دست وپا ميزنيم بدون اينكه صدايي از كسي در بياد.آره بگذار دنياي من به كوچكي انزوا شود.اينجور بهتره.به من و تو چه مربوط داره در اطرافمون چي ميگذره؟!
اصلا ولش كن.به من چه كه يكي داره از سرما و گرسنگي به خودش مي پيچه بعد شازده پسر فلان آقا زاده از بهر پول باباش تا لنگ ظهر توي رختخواب گرم و نرمش ميخوابه.به من چه مربوط كه يه پسر۵ساله مياد توي خيابونا و در حاليكه سعي ميكنه به سرما فكر نكنه آدامس ميفروشه و بعد پسر ۵ ساله فلاني براي اينكه ازراه رفتن توي خونه بزرگشون خسته نشه با ماشين كوچيكي كه باباش خريده از اين سر خونه ميره به اون سر خونه.
امروز من و دوستم داشتیم با اتوبوس های سه راه شحنه میرفتیم خونه . یه پسر بچه رو دیدم که داشت آدامس میفروخت ...بعضی ها که ماشاالله اصلا به اون بیچاره توجه نمیکردن . یه خرده وقت که شد اون بچهه اومد جلوی ما و گفت یه آدامس ازم می خری؟ همین که اینو گفت نزدیک بود بزنم زیر گریه ( بدبختی منم همین حساس بودن منه)
- دوستم ازش پرسید : مدرسه نمیری؟
پسر بچه: نه ! بابام نمیذاره . تورو خدا یه دونه ازم بخر.........
منم هر چی آدامس داشت ازش خریدم . چون کار دیگه ای نمی تونستم واسش بکنم.وقتی هم رسیدم خونه عینهو دیوونه ها یه ساعت گریه کردم..............كي ميخواد جواب اين پسر بچه رو بده؟ كي ميخواد به وضع اينا رسيدگي كنه؟ كي ميخواد ضمانت كنه كه يه پسر بچه هفت ساله توي تاريكيه شب تك و تنها ميتونه سالم بمونه و آسيبي نبينه؟
تويي كه ميگي من خونه ام اجاره اييه در حاليكه يكي از ثروتمندترين ها شناخته شدي ميخواي جواب بدي يا اوني كه يه هواپيماي شخصي ميخره؟
من دلم به اين خوشه كه اون دنيا جاي تو و اون هزاران دختر و پسر كوچيك با هم عوض ميشه. تو به حال اونا غبطه ميخوري اونا غذاهايي رو ميخورن كه تو يه زماني ميخوردي بدون اينكه بخواي به امثال اونها فكر كني.شايد هم بهتر از اون رو بخورن. يه زندگيه بي درد سر بهمون دادن اما ظرفيتش رو نداشتيم حالا حقمونه كه اون دنيا تنبيه بشيم...................
بچه ها نگین چرا داری اینطوری حرف میزنی ! بابا به خدا اینا واقعیته فقر و درد و نداری و بد بختی حقیقته ماهام که قربونش برم عین خیالمون نیست فقط روزای نیکوکاری یه کمکی می کنیم و از سر خودمون وازش میکنیم . نمیخوام بگم کمیته امداد کاری نمیکنه ولی من از یکی از اقوام شنیده بودم یه بنده خدایی رفته یه گونی برنج بخره توی گونیه برنج یه پاکت دیده : تقدیم به دوست زلزله زده بمی عزیزم و یه بسته اسکناس صدتایی .
راست و دروغش رو نمی دونم ولی اگه این حرفا راست باشه دیگه حرفی هم می مونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
با عرض معذرت از تاخیر چند روزه 
1- میانترم داشتم و دارم 
2- کارتم تموم شد حوصله خریدن نداشتم 
3- وقت سر خاروندن ندارم 
4- تا بعد از ظهر کلاس داشتم و وقتی میومدم خونه مثل مرده ها میوفتادم یه گوشه .
یه مطلب دست اول داشتم ولی.......................
این همه مطلب داشتم ریخته بودم رو cd ولی اینجا cd driver نداره

من و سوتی و ادبيات
دوستان عزیز و گلم سلام
اومدم زود به زود آپ کنم که دو هفته دیگه میانترم پشت میانترم واسه همین شاید وقت نشه آپ کنم
این هفته که هفته معلم بود یه سوتی دادم که هیچ وقت از یادم نمیره
یه استاد ادبیات داریم خیلی گله . من میمیرم براش . 
موقعیت: 86/2/11 ، سه شنبه ،کلاس ادبیات ، استاد .... ، تعداد 30 نفر حالا 3-4 تا کمتر بیشتر ، منم ته کلاس با دوستای شیطونم مشغوله بگو بخند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بچه ها کلاس رو گذاشته بودن رو سرشون یک جنگل بازاری بود که نگو
استاد گفت:فردا مثلا روزه معلمه..........
هنوز جملش تموم نشده بود که همه شروع کردن دست زدن
........ منم که اصلا تو این باغا نبودم و حواسم به فردا بود یهویی عینهو اسگلا
گفتم تولد تولد تولدت .....
هنوز جملم تموم نشده بود که همه زدن زیر خنده ...
منم فهمیدم اوه اوه عجب گندی زدم.... دیگه هیچی نگفتم و با سر رفتم زیر صندلی تا آبا از اسیاب بیفته
. چشمتون روز بد نبینه استاد گفت فلانی زیر صندلی دنباله خودکارت میگردی؟ 
من: اااااااااامممممممممم ! چیز... یعنی.............
استاد:ببینم نکنه اونجاها کیک تولد قایم کردی به ما نمیدی؟
من: استاد شرمنده نفرمایید......................
استاد : خوب حالا که اعلامه امادگی( سر کلاس این استاد محترم صحبت کردن به منزله ی اعلام آمادگی برای جواب دادن به درس ، خواندن از روی درس و .....) کردی برو از تو ماشین من ورقه های کوئیزتون رو بردار بیار
من: بله.................
و چاره ای نبود به جز اطاعت از استاد 
1- خدایی سوتی رو حال کردی؟
2- بچه ها کی متن کامل این شعر سهراب سپهری رو داره :
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشیست
سفره نانی دارم
................
فقط همینش یادم مونده
3- شاید وبلاگ رو کردم خاطراتی نظر شما چیه؟
4- راستی یه سوال : توی این شکلک ها اینا کم نیست؟: قل مراد(ها ها ها) !! خشایار مستوفی( نه غلام) !! مظفر زرگنده ( یه کاسه مربا دستش(مربا بده بابا )) ، .......................( جای خالی رو شما پر کنین...)
تا آپ مواظب خودتون و آرزوهاتون باشین


من اومدم
دوستای گلم سلام
ممنون از اینهمه ابراز لطفتون.... 

یه سوال دارم ... به نظر شما اسمم رو چی بذارم؟
۱- یه آدم بیکار یا ............(جای خالی رو شماها پر کنین!!!!!!!!!!!)
۲- راستی قالب بهتر شد؟
شد دوتا به هر کدوم جدا گونه جواب بدین.......
راستی ۱۴/۲ تولد (ضدحال) رو بهش تبریک می گم



تولد تولد تولدت مبارک
تولد تولد تولدم مبارک
سلام.حالتون چطوره؟
من يکی که دارم ميميرم.... آقا اصلا ما دانشگاه ننخوايم بریم کيو بايد ببينيم؟ هان؟
این اردیبهشت کوفتی هم که میاد استرس میاره
( نکن استرسسسسسسسسسسسسسسسس) واسه همه!همش میانترم ، کوئیز ،میانترم ، کوئیز........
البته فقط روز دوازدهمش خوبه
اگه گفتی چرا؟؟!!

تولدم مبارک

وای مردممم چقدر خودمو تحويل گرفتم
آآآآآآآآی رفقا يادتون نره تبريک بگيداااااا.... واسم آف،ايميل،کامنت .......خلاصه هرچی می تونيد بذاريد... کادو که نمی دین پس آف،ايميل،کامنت ....... یادتون نره چون من ممکنه چند روزی نباشم پس حسابی هوامو داشته باشین.........
آره باور کن کادو نمی خوام(اینو دیگه چاخان اومدم....) راستی 3 اردیبهشت تولد غریبه آشنا بود یادم رفت اینجا بهش تبریک بگم(تلفنی بهش تبریک گفتم) 

تولدت مبارک غریبه جونم

تولد شما کیه؟ واسم بنویسین......................
راستی ضدحال(ما نفهمیدیم مریمی یا مهرداد
) غریبه چراغ سبز داده منتظر باش


مشخصات یه پسر خوب
اولا که :یک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . .
یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیرنمی دهد
یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون
یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته
یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه
یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده
یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند"؟ "کی میای؟" "کجا؟" "دیر نکنی ها"
یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند
یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کشد
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمی کند
یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند
یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به آسفالت می دزود
یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند
یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند
یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند
یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار می کند و به هر کس که می رسد نمی گوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند
یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمی دهد(قابل توجه غریبه آشنا!)
یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد
یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند
یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمی دهد
یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و يک متر به بالا نمی پرد
یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمی کند
یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان می کند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی 2)وزارت بهداشت 3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد(کیو می گه! ؟ مگه میشه؟)
یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصد(!!) تا آبروی کل خاندان را بر باد دهد
یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز(!!) و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد
نمره 20
در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت.
و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمی شد. کسانی که این نمره را دریافت می کردند حقیقتا بیش از این نمره معلومات داشتند و به راستی شایسته این افتخار عظیم بودند.
همه شاگردان قدیمی می دانند که انشای کمتر از 10 خط را هیچ معلمی نمره قبولی نمی داد و محصلینی بودند که از این درس تجدید و یا رد می شدند.

یک بار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگذاری امتحانات سال آخر ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که "شجاعت یعنی چه؟" محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : "شجاعت یعنی این" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !
اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند. چه خوب گفته اند که : "کم گوی و گزیده گوی چون در"
فک کن!!!!!!!!!!!!!! 
ای کاش
یه شعر قشنگ(لااقل واسه من قشنگه) تقدیم به دوستان
از زندگی ـ از اين همه تکرار ـ خسته ام
از های و هوی کوچه بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و ازرده ام زماه
امشب دگر ز هرکه و هرکار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
اه.... کزین حصار دل ازار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میزی
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت:
(( يار تو هستم ))ـ ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار، خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرسی که بسيار خسته ام
ای کاش به دنيا نمی امدم
ای کاش به دنيا نمی امدم
ای کاش می شد بميرم
و ای کاش عاشق نميشدم
